به نام او
بابای خوب !
آیا زین پس جمعه های تکرار بی قراری را
باید پشت پنجره ی بخار گرفته ی پاییز هدر داد؟
بابای خوب !
فردا چه کنیم ؟
فردا که در صحنه با قرآن، خیل بزرگ خوارج
پاره پاره کلام ال... را بر سر نیزه خواهند کرد
تا به نام "ناس" به کام "خاص" بریزند.
پریرخ 1358

سنگفرش های تقویم چه تو خالی اند !عصرگاه قدمهای تابستانی،کسل میشویم،قدمها پوچ میشود در تقویم تاریخ،میان این همه خانه های پر از خلا. ،قدم میزنیم،موجی می آید،رادیو تقویم تاریکش را میخواند ... امروز نوزده شهریور ماه سال یک هزارو سیصد و ... برابر با ...
تنها دو قدم از خانه ی ژاله ی شهید که گذشتیم به نوزدهمین روز رسیدیم،در قدمهایمان رعشه می افتد اما تزلزل نه،نوزدهمین روز بود که خانه تاریک شد،بابای خوبمان رفت ...
از باغ طوس تا طالقان،از بلندیهای طالقان تا سنگ نقش های طاق بستان،از شیشه های بخار گرفته ی زندان قزاق بخارا تا بازارهای شلوغ و بیهوده ی آستارا،از مازندران تا جای جای این سرزمین،آزادگان یتیم شدند.
این خانه تاریک است ...
بابای خوب !
امروز چه کنیم ؟
امروز که در صحنه ...
.............................................................
* استبداد زیر پرده ی دین را کنار بگذارید *

"تحمیل کردن به نام دین خطرناکترین تحمیلات است، یعنی آنچه از خدا نیست، از جانب حق نیست، آنها را به اسم خدا به دست و پای مردم ببندند، حق اعتراض به کسی ندهند، حق انتقاد ندهند، حق فعالیت آزاد به مسلمانها و مردم ندهند… دعوت اسلام به رحمت و آزادی است… باید از همان قدم اول پرچم رحمت را باز کنیم…
حتی به پیغمبرش با آن عظمت میگوید با مردم مشورت کن، به اینها شخصیت بده، بدانند که مسئولیت دارند. هنوز در مجلس خبرگان بحث میکنند که این اصل اساسی قرآن به چه صورت پیاده شود. میدانم چرا نکردند…. علی فرمود هرکس استبداد کند، هلاک میشود… بروید دنبال کارتان، بگذارید این مردم مسئولیت پیدا کنند…خود رایی و خودخواهی را کنار بگذارید، تحمیل عقیده را کنار بگذارید، استبداد زیر پرده دین را کنار بزنید"
آیت الله سيد محمود طالقانی

طالقانی که من میشناسم این بود،فریاد بود،ابوذر وار مرد مبارزه بود،مسخ شده ی منابر نبود یا مجذوب کاخ شنی مدرنیست یا پایبند به خرافات سنتی خشک،طالقانی که من میشناسم این است،طالقانی هدایت،مهربان بود اما منفعل نبود،صبور بود اما بیراهه را تاب نمی آورد ... حالا که از آن سالها دور شده ایم هر که میخواهد از حافظه ی ضعیف اجتماعیمان سو استفاده کند بکند،هر چه میخواهد بگوید، اصلا مثل همیشه صدا با سیمايش بنشینند و با تیغی برنده و کمی چسب،یک عدد مداد طراحی و به مقدار کافی رنگ،تابلویی از طالقانی ترسیم و تدوین کنند که شرم می آید از گفتنش .... هرچه میخواهند بکنند که دور دور آنهاست اما طالقانی من اعلامیههای معروف به "دیکتاتور خون می ریزد است"، طالقانی من فریاد خسته ی آزادی بود ...
طالقانی من این بود و هست،مبارز آزادی،مدافع مستضعفان،مخالف استبداد.
.jpg)
و اینچنین مردی یقینا تنهاست !

سالشمار زندگی آیتالله سيد محمود علايي طالقانی
1289 (15 اسفند): تولد در روستای گلیرد، طالقان
1294: ورود به مکتبخانه روستای گلیرد
1298: هجرت به تهران و سکونت در محلهی قنات آباد
1300: تحصیل در مدارس رضویه و فیضیه قم
1310: فوت پدر
1310: هجرت به نجف اشرف و ادامهی تحصیل نزد علمای بزرگ نجف
1316: کسب درجهی اجتهاد از آیتالله اصفهانی و آیتالله حائری در قم
1316: اقامت در تهران، آغاز تدریس در مدرسهی سپهسالار (شهید مطهری) و ازدواج در همین سال.
1318: آغاز مبارزه علیه حکومت طاغوت، دستگیری و حبس به مدت شش ماه.
1320: تشکیل کانون اسلام، انتشار مجلهی دانشآموز، همکاری با گروههای مبارز.
1327: آغاز فعالیت در مسجد هدایت (پایگاه مبارزان) و امام جماعت شدن در آن مسجد.
1330: همکاری و حمایت از گروههای مختلف مبارز مثل «جبههی ملی»
1334: پیوستن به نهضت مقاومت ملی
1336: پناه دادن به تحت تعقیب قرار گرفتگان گروه «فداییان اسلام» و زندانی شدن در همین رابطه
1338: مسافرت به مصر به نمایندگی از طرف آیتالله بروجردی و رساندن پیام ایشان به شیخ شلتوت که شیخ دانشگاه الازهر و مفتی مصر بود، شرکت در کنگرهی اسلامی دارالتقریب قاهره، ملاقات با جمالعبدالناصر.
1339: تشکیل جلسات به منظور فشار و تحلیل مسائل اجتماعی کشور
1340: سفر به بیتالمقدس به منظور شرکت در برنامهی مؤتر الاسلامی، آشنا شدن با مشکلات و رنجهای مردم آواره و ستمدیده فلسطین.
1340: تأسیس نهضت آزادی به همراه مهندس بازرگان، دکتر سحابی و …
1341: (3 بهمن) بازداشت توسط مأموران شاه در منزل
1342: شرکت در قیام مردمی پانزدهم خرداد، انتشار اعلامیهی معروف و مهیج و افشا کنندهی «دیکتاتور خون میریزد!» دستگیری مجدد ایشان.
1346: (9 آبان) آزادی از زندان
1350: تبعید به زابل و بافت به مدت یک سال و نیم به علت حمایت از مردم فلسطین.
1354: لو رفتن توسط افراد گروهک سازمان مجاهدین، دستگیری مجدد ایشان.
1357: (8 آبان) آزادی از زندان قصر
1357؛ سازماندهی و راهاندازی راهپیمایی میلیونی تاسوعا و عاشورا، عضویت در شورای انقلاب
1358: (5 مرداد) منصوب شدن به عنوان اولین امام جمعه تهران از طرف امام خمینی و خواندن اولین نماز جمعه در دانشگاه تهران.
1358: (16 مرداد) انتخاب شدن به عنوان نمایندهی مجلس خبرگان از سوی مردم تهران
1358: (19 شهریور) پس از سال ها مبارزه، تبعید و زندانی شدن از زمین خاکی به دیار باقی شتافت.

***********************************************

وقتی آزادی نیست و استبداد حاکم است محال است عدالتی در جریان باشد
معلم شهید دکتر علی شریعتی