..او
همين اول از اونايي كه گفته بودن فقط از شريعتي بنويس معذرت مي خواهم، چون ایندفعه از خودم نوشتم.
اینبار از آن بالاها یواش یواش پایین اومدم، از پیش پیامبر خودم بلند شدم تا ...
و قلم خودم را که دم مسیحای من است ، با خود آوردم تا معصیت کار ده فرمان اهورایی گردم، از غارم بیرون
جهیدم ولی خیلی زود بود من هنوز ظرفیت خیلی چیزها را نداشتم ولی دیدم دنیا را ، و دم زدم تا بنویسم :
او
"حالم گرفته ، نه ، حالم داره بهم میخوره ،از این لجن ، از این آدمهای لجنی ، از این زندگی ، دنیا ، مردها ، زنها ،
بچه ها ، اصلا از ک....
آره ، بوی گند حماقتاشون بلنده ،خیلی منو بهم میریزه ، نگین چرا یهو اینطوری شدی ؟ ، نه ، آره ،...
چه میدونم...
اگه یه عمر تو لجنزار باشی چه طوری میشی؟ نه منظورم فقط به اصطلاح این کشور نیست، کل این جهانو میگم ،
کل دنیا.
اگه بجز قور قوره قورباغه ها چیزی نشنوی چه طوری میشی؟
اگه یه پرنده ای هم تو لجنزار پیدا بشه مارها نیشش می زنند.
اگه یه غزالی از زوره تشنگی مجبور بشه از این لجنزار آب بخوره ، این تمساح ها هستند که سیرابش می کنند.
حتما می گین این پسره باز امشب حالش خرابه، اراجیف میبافه .
آره ، اراجیفه ، ولی ما تو همین اراجیفها دنبال آرزوهامون می گردیم ، حالا شما هی آرزو و رویا سیاه مشق کنید.
ببینید کی آخرش برنده ست.
بین این مثلث کثیف قورباغه و مار و تمساح گیر افتاده ایم. اگه یجا وایستیم تو لجن خفه میشیم اگه تکون هم
بخوریم ، قورباغه ها ، مارها و تمساحها رو خبر میکنند . اونوقت خودت بقیه ش و میدونی که چی میشه ...
حالا تماشا کنید و هورا بکشید و زنده باد مرده باداتونو دوباره شروع کنید که قورباغه ها کم نشن.
یا... یا ... یا میخواهید جهان را متحول کنید ، انسان را نجات دهید ... زهی ...
این شبها شتر هم تو خوابش ، خوابه سیخ می بینه ، نه پنبه دونه.
({دنبال کتاب اخوان می گردم... پیداش کردم})
م.امید:
" هر که آمد بار خود را بست و رفت
ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب
زان چه حاصل ، جز دروغ و جز دروغ
زین چه حاصل ، جز فریب و جز فریب
باز می گویند: فردای دگر
صبر کن تا دیگری پیدا شود
کاوه ای پیدا نخواهد شد ، امید
کاشکی اسکندری پیدا شود".
ببخشید. که سرتون و درد آوردم!!!!!!!!!
مگه می تونستم از معلم شهیدم ننویسم خاکم بر دهن اگر ننویسم:
" حالا این فرشته ها هم که ظاهرا به حرف خدا گوش کردند و شیطان را تنها گذاشتند، دستشان روی دست او
است در کارشان خیانت می کنند،دارند در ساختن آدمها کاری می کنندکه حرف شیطان درست از آب در
آید.ممکن است بگویید:"نه،تو بدبینی،داری مبالغه می کنی،اوقاتت تلخ است و همهء دنیا را تلخ می بینی".
چه می دانم؟شاید!اما اگر اینها با او همدست نیستند،اگر چنین غرضی هم ندارند،نتیجه کارشان که جز این نیست
الان اگر خدا و شیطان بیایند و یه نگاهی به این بچه های حضرت قابیل بیاندازندشیطان سرش را بالا نمی گیرد و
سینه اش را جلو نمی دهد؟آن رجز "وتبارک الله احسن الخالقین!"برای همین ها بود؟یا برای قربانیان بی دفاع
اینها؟ برای آن تنهایانی که هنوز نالهء دردشان را از اعماق سیاه این چاه ویل تاریخ می شنویم یا این "همج الرعا"
ها که از زور خوشی ترکیده اند و در ته چاه سر به مرگشان گذاشته اند و تخت خسبیده اند؟
...
...
...
،واقعا با همکار و همقطار سابفشان،شیطان،همدست و همداستان نباشند ولی لااقل این هست که اگر هم
توطئه ای در کار نباشد اینها کنتراتی کار می کنند،تقلبی کار می کنند،نمی دانم ،شاید زورکی و اجباری کار می
کنند........این است که تمام هم و غمشان بالا بردن "سطح تولید" است.حالا هر جور شده،هر جور از آب در آمد!
رقابتی که در کار نیست،عرضه و تقاضا و انتخابی که در بازار نیست.وانگهی مگر مایه اصیلش چیست؟خود خدا
صاف و پوست کنده بارها در تورات ، در قرآن فرموده است:"گل،خاک،لایه ته نشین شده،گل و لای سیل،لجن بدبو
و گند".خوب ،از گل و لای و لجن مگر می خواهی چی از آب در آید؟
من از روی همین آدمهایی که درست می کنند و هر روز خر در خروار هی می دهند بیرون فهمیدم که آنها کار
مزدی اندتقلب می کنند، حتی توی همین لجن و گل و لای هم جنس آشغال می زنند.............. .
هبوط _ درد بودن _
معلم شهیدم دکتر علی شریعتی
لطفا نظر یادتون نره