او
اين
روزها(19 آبان) مصادف است با شهادت بزرگمردي كه در عصر خيانتها،به پيمانش وفادار
ماند و در عصر قلدريها و تحكم،مردانه استقامت كرد و آزاد ماند...
28 مرداد
سال 1332،روزي كه تمام" بادبادكها بنده ي حزب باد شدند و عربده هاي مرده باد
يك شبه زنده باد شدند...."
ياران
مصدق را كه به ياري ايران خسته آمده بودند به زنجير كردند و آن دو برادر دلسوز
بشريت!(آمريكا و انگليس)!،فرزند نامشروع خود را دوباره بر اين سرزمين به حكم
گماردند تا آخرين روزنه ي اميد مردم ايران را كور كنند....
مصدق
تبعيد خانگي شد و يارانش يا به بند كشيده شدند و يا در مخفيگاه ها پناهنده. دكتر
حسين فاطمي وزير امور خارجه دولت مصدق بود،كسيكه ان مقاله هاي آتشين را چند روز
قبل تر انتشار داده بود:
"
اين دربار شاهنشاهي روي دربار سياه فاروق را سفيد كرد..."
"خائني
كه ميخواست وطن را به خاك و خون بكشد فرار كرد..."(بعد از فرار شاه به رم)
"لندن
كه يكصد و پنجاه سال است كه در شرق تاج ميدهد و تاج ميستاند،سلسله منقرض مي
كند،دودمان پادشاهي ميسازد،خرابه نشين را به كاخ سلطنتي مي كشاند و دوستان ملتها
را به خاك سياه منشاند،چند سالي است كه از قيام مردم ما سخت رنج ميبرد..."
دكتر حسين
فاطمي در مخفيگاه توسط دژخيمان رژيم دستگير شد و به شهرباني برده شد و وقتي
ميخواستند او را از عمارت شهرباني به زندان لشگر 2 زرهي انتقال دهند، يازده تن
چاقوكش حرفه ايي به سركردگي شعبان جعفر به دكتر فاطمي حمله كردند و دستورشان اين
بود كه او را به قتل برسانند تا اين طور وانمود كنند كه مردم او_خائن به شاهنشاه_
را، از شدت نفرت كشتند.اما در حين تعرض به جان دكتر فاطمي ،خواهر دكتر فاطمي، خود
را بروي برادر انداخت و مانع از اصابت ضربات كاري به برادر شد و جان هردو نجات
يافت....
دكتر
فاطمي مجروح و با حالتي بد به زندان افتاد و در طي چند ماه بازجويي بهمراه دكتر
شايگان و مهندس احمدرضوي در دادگاه غير علني محاكمه شد... در دادگاه اول دكتر حسين
فاطمي به اعدام و آن دو نفر ديگر به حبس ابد محكوم شدند اما در دادگاه تجديد نظر
حكم دكتر شايگان و مهندس رضوي به دهسال زندان با كار تقليل يافت ولي حكم ازلي دكتر
فاطمي شهادت بود و او دوباره محكوم به جوخه اعدام شد...
در سحرگاه
19 آبان حكم اعدام دكتر فاطمي در لشگر 2 زرهي اجرا شد.فاطمي كه با تب به طرف جوخه
ي ادام پا مينهاد،تنها سي و پنج سال سن داشت. وصيت كرد در جوار شهداي سي تير در
ابن بابويه به خاك سپرده شود.هنگامي كه او را در ميدان تير به تيرباران بستند،آن
بزرگمرد تاريخ نهضت ملي ايران،سه بار فرياد برآورد:" زنده باد آزادي،زنده باد
مصدق،پاينده ايران..." و با صداي هشت گلوله ي دشمنان آزادي و استقلال ايران
خاموش شد.... 19 آبان 1333
سعيد فاطمي:
"در
نيم قرن اخير درباره ي دكتر فاطمي يادداشتها تمجيد ها تحسين ها ويا فحش نامه و
دروغهاي شاخدار نوشته شده اما جز دكتر محمد مصدق آنچنان منصفانه درباره ي او شهادت
نداد:"اگر ملي شدن صنعت نفت خدمت بزرگي است كه به ملت ايران شده،بايد از آن
كسي سپاسگزاري كرد كه اول اين پيشنهاد را كرد و ان كس شهيد راه وطن دكتر حسين
فاطمي است... كه در تمام مدت همكاري با بنده هرگز يك ترك اولي از آن بزرگوار ديده
نشد" دكتر محمد مصدق

-- و او يك قهرمان بود
ارغوان ،
خوشه ي خون، بامدادان که کبوتر ها
بر لب پنجره باز سحر غلغله می آغازند
جام گلرنگ مرا بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب که هم پروازان، نگران غم هم پروازند
ارغوان ،
بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی، یاد رنگین رفیقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان ،
شاخه همخون جدا مانده من
*ه.م.سايه*
.........................................................
http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=50213
لينك بالا مربوط انتقاد افرادي است كه ....
ن"نوشته هاي مخفيگاه" كتاب جالبي است اگر بدستتان رسيد
...............................................................................................

ايام حج فرا ميرسد و من هم بنا به ضرورت زماني متني
از كتاب اسلام شناسي دكتر شريعتي انتخاب كردم، باشد كه تفكر كنيم:
"همه اينها تجسم نمايشي اسلام و تجسم نمايشي توحيد
است كه هر سال نسلي را ميفرستد تا در اين نمايشنامه بازي كند و اتصال دهد، اتصال:
آنچه قذرتها مي برند،با حج پيوند مي دهد؛ اجتماع : تفرقه ها و قوميتها
ونژادپرستيها را در هم ميريزد،در هم ميلولاند!و همچنين اشتراك است كه،همه ي مرزها
و فصل ها وپرده ها و نقابهاي دروغين را مي ريزاند_ آنچه را كه نظامهاي دروغين بر
روي انسان تحميل ميكنند و در كنار هم قرار ميدهند_ در آنجا "من" ، با
قرباني شدن خويش در راه خدا به مردم ميرسد، و با حل شدن "من" دروغينش در
پاي خلق به خدا مي رسد!"
اسلام شناسي(1)_ضميمه ها_
معلم شهيدمان دكتر
علي شريعتي