به نام او
گر باد فتنه هر دو جهان را بهم زند
ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست
بقيه الله خير الكم ان كنتم مؤمنين
ميلاد منجي، آزاده ايي از تبار آزاد مردان، بر تمام منتظرانش مبارك

............................................................................
دكتر علي شريعتي يك جامعه شناس و تاريخدان بوده تا فيلسوف،اين موضوع بايد روشن شود،چون خيلي ها كه بدنبال چيزي ميگردند براي محكوم كردن،در لابلاي جملات معلم شهيد بدنبال اشتباهات فلسفي ميگردند.
بايد روشن شود كه شريعتي فلسفه نميبافته و ادعاي فلسفه هم نداشته و زمان را طوري نميديد كه انسان با آسودگي كامل دنبال فلسفه و بحث و جدلهاي لفظي برود براي اثبات "هيچ"
بطوري كه در وصيت نامه ي او آمده كه اگر آزاد بودم فلسفه مي خواندم و همين نشان ميدهد كه او به فلسفه بافي روي نياورده بوده، ، او هم ميتوانست مثل خيليها وقتي جوانان مشغول مبارزه بودند در مورد "حكمت خالده" بحث و جدل كند،اما شريعتي دردش درد كلام نبود، درد انديشه بود، فلسفه به "بودن" مي پردازد،و درد شريعتي "چگونه بودن" بود.
..........................................................................
و منتظر نه مثل ما:يعني كه بنشينيم و به در نگاه كنيم،منتظر بدين معنا نيست،منتظر يعني: معترض،اگر كسي به حال معترض نباشد،منتظر آينده نيست...كسي كه منتظر تغيير است،منتظر آمدن كسي است،منتظر يك چيز تازه،فكر تازه،كس تازه است،يعني نسبت به وضعي درش است معترض است،براي همين است كه منتظراست،چه كسي منتظر است؟(در بينش سياسي فلسفه تاريخ شيعه)
چه كسي منتظر است؟
معترض
به چه چيز؟
معترض به آنچه بنام اسلام حاكم بر تاريخ اسلام بوجود آمد،....
معلم شهيدمان دكتر علي شريعتي